بديع الزمان فروزانفر

206

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

مشروط است بكسر شهوت و مداومت بر مجاهده و خلاف نفس و چنان كه گفتيم گرسنگى را صوفيه يكى از عوامل شكستن شهوت و قهر نفس محسوب داشته‌اند و بنا بر اين رياضت و دوام مجاهده و گرسنگى ركنى است كه دوام توبه بدون آن در معرض خطر است و اگر سالك مراقب احوال نفس خود نباشد هر آنى ممكن است كه آرزوى دنيا در دل وى نيرو گيرد و ميل به معصيت ، اساس توبه را هر چند محكم باشد فرو ريزد و در هم شكند چنان كه خواجه حافظ مىگويد : اساس توبه كه در محكمى چو سنگ نمود * ببين كه جام زجاجى چه طرفه‌اش بشكست ديوان حافظ ، ص 19 بعزم توبه سحر گفتم استخاره كنم * بهار توبه شكن مىرسد چه چاره كنم همان مأخذ ، ص 240 و خواجه ايوب و ولى محمد اكبر آبادى گفته‌اند كه « ركن » در مصراع دوم موقوف است و مضاف نيست و بيت را بدين گونه تفسير كرده‌اند كه توبه ركن رياضت است و توبه بدون رياضت قبول مىشود ولى رياضت بىحصول توبه مقبول نمىافتد و اين معنى مباين است با طريقه‌ى دوم كه نفى رياضت است و مذكور است در بيت لا حق و با سياق تركيب « شرط رجوع » نيز مباينت دارد علاوه بر آن كه توبه مسلكى خاص نيست و در همه‌ى طرق تصوف ، اولين قدم سلوك است و از دگر سو عمل يا صفتى است واحد كه بيك بارگى صورت مىگيرد و دوام آن بايد محل توجه باشد كه موقوف است بر شكستن هوى و قهر نفس . در يكى گفته رياضت سود نيست * اندر اين ره مخلصى جز جود نيست جود : بخشش ، بخشش چيزى بدون توقع عوض و بىوجود غرص و استحقاق و سؤال كسى كه بخشش براى اوست ، مقابل : كرم كه مشروطست به استحقاق و سؤال . و بعضى گفته‌اند كه سخاء آنست كه بدهد و مثل آن را براى خود